يه سري سمينار برامون گذاشتن اين ترم كه بايد حتما شركت كنيم. امروز يكيش برگزار شد با عنوان " زن و تاريخ". سخنران هم آقاي دكتر آيينه وند بود گويا قبلا رييس دانشگاه تربيت مدرس بوده ( مطمئن نيستم). صحبتهاش حول اين موضوع مي گشت كه ما دونوع حضور زن رو در تاريخ اسلام داريم يك نوع حضوري كه در زمان صدر اسلام وجود داشته كه با چيزي كه اجرا مي شه و گفته مي شه درباره زنان فرق داره. و يكي حضوري كه قرنها بعد بعضي از افراد زورپست، كه مي خواستن با سلطان كنار بيان ساختن. بيشتر تأكيدش هم روي غزالي بود كه خيلي از حديث هايي كه در باره زنان اورده اصلا پايه و اساس درست و حسابي ندارن. حدود دو ساعت اين آقا از حديث ها ، روايت ها و ديدگاههاي مختلف در شعر، فرهنگ و... گفت الا درباره تاريخ و زن. من منتظر بودم درباره حضور زنان در مقاطع مختلف تاريخي توي ايران صحبت كنه كه نكرد. آخرش هم گفت مراكز علمي بايد بيشتر تحقيق كنند. تاهم راه درست معلوم بشه هم با "فمنيسم مقابله بشه". من نمي دونم آخه مگه مجبور بودن رشته مطالعات زنان بذارن كه معلوم نيست چي يه چيه. كلاس نظريه هاي فمنيستي كه اونطور كنفرانسها اينطوري. اسمش رو
مي گذاشتن زن در اسلام تا ملت تكليف خودشون رو بدونن. اين رشته وقتي تو غرب اومد فمنيستها درستش كردن مبناش فمنيستي بود.وقتي ما تو مملكتمون اينقدر با قضيه مشكل داريم و دانشگاهي ها هم حتي نمي تونن هضمش كنن اين تقليد مسخره چيه. اگه به وجود اومده كه يك چيزي ياد بده با اين وضع كه داره پيش مي ره درجا مي زنه همش. اگه واسه پز دادن كه ما چيزي از اونور ابيا كم نداريم كه ابلهانه است چون كم داريم تابلو هم هست كمبودمون. واقعيتي كه ما شاهدش هستيم وجود يك رشته نا مشروع كه حالا كه به دنيا اومده مجبورن نگهش دارن ولي با بدترين وضع.
+ نوشته شده در یکشنبه
1384/08/29ساعت 21:22  توسط ليلا
|
صحبتهاي فاطمه صادقي در خانه هنرمندان درباره سيمون دوبوار برام جالبه. چون هميشه فكر مي كردم كه دوبوار به عنوان معروفترين فمنيست دوران معاصر چرا در زندگي خصو صي اش با سارتر به خيلي از افكار فمنيستي معتقد نيست و بر اساس اون عمل نمي كنه همان طور كه خانم صادقي گفته خيلي تحت تأثير سارتر بوده تا برعكس. شايد بعضيا بگن زندگي واقعي خيلي با چيزي كه انسانها فكر مي كنن متفاوته. ولي اين هميشه با من بوده كه كسي كه براي هدف و عقيده اي مبارزه مي كنه و زندگي خودش را وقف ون مي كنه بايد به اصول آن اعتقاد وفادار باشه و تا جايي كه ممكنه بر خلاف اون عمل نكنه. از يك فمنيست دور از انتظار ه (حداقل در باور من) كه باورهاي مردانه را باورهاي درست بدونه و از زنان بخواد مطابق اون الگوها عمل كنن كاري كه ظاهرا دوبوار انجام داده . نگاهي به اطراف كه مي كنم مي بينم اين مسئله زياد ديده مي شه . در بعضي مواقع كساني كه خودشون را فمنيست
مي دونند،فمنيست بودنشون با نوع زندگيشون جور در نمي آيد. در حرف فمنيست بودن فقط يك ژست روشنفكرانه است تا باور واقعي. نمي خوام تأثير محيط رو بي خيال بشم شايد بازخوردهايي كه آدم ها از كاراشون مي گيرن باعث مي شه كه خيلي باورها رو ول كنند ولي من فكر مي كنم فمنيست بودن با تمام حرفهايي كه اينور و اونور دربارش هست و خيلياش شايد از عدم آگاهي بر آمده باشه به اعمال من معني مي ده من مي دونم دارم براي چي زندگي مي كنم و حداقل هويت من به عنوان يك زن رو يهش احترام مي ذاره .من وقتي با اين تفكر زندگي مي كنم مي فهمم چه چيزي به نظرم درست نيست و چه چيزي رو بايد تغيير بدم. همين حس تغيير باعث مي شه زندگيم جريان داشته باشه.
..........
وبلاگ فرنگوپوليس در جواب خط قرمزدر زمينه همجنس گرايي مطالبي گفته كه به نظر من جالبه به خوندنش مي ارزه.
+ نوشته شده در جمعه
1384/08/27ساعت 18:11  توسط ليلا
|
كتابخونه دانشكده حقوق در آتش سوخت به همين راحتي. هر روز مي شنويم تئاتر شهر ، مكانهاي
تار يخي آتيش مي گيرن بعد از يك مدت هم مثل خبرهاي ديگه به فراموشي سپرده مي شن. هميشه صحبت از نبود بودجه و اعتبار براي تعمير بافتهاي فرسوده است. هر كدوم از اينا يه تيكه از فرهنگ اين مملكت كه از بين مي ره و ما به راحتي از كنارش ميگذريم.
..........
امروز دوباره بر سر كلاس جذاب نظريه هاي فمنيستي استاد محترم بعد از اينكه استدلال نوشين رو در جواب به بخشي از سوالاتش متوجه نشد، گفت:" فمنيستها اصلا منطق سرشون نمي شه"
+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/08/25ساعت 21:58  توسط ليلا
|
هفته ديگه امتحان تافل دارم. تمام پيپر هاي دانشگام مونده. كارم هم از چند روز ديگه شروع ميشه و من نمي دونم چه كار كنم. توي اين اوضاع احوال خوابمم بيشتر شده و صبحهها با بدبختي پا مي شم. امروز هم آثار سرما خوردگي داره خودشو نشون مي ده. نمي دونم واسه اينكه آدم كم بخوابه دارويي اختراع شده يا نه.
+ نوشته شده در شنبه
1384/08/21ساعت 17:43  توسط ليلا
|
قدرت، رهبري، مديريت، تصميم گيري مشاركتي، تصميم گيري عمودي، تجربه، امكانات،شجاعت، كاريزما، حقوق بشر، حقوق زنان. همگي واژه هايي هستند كه چند روزيه بهشون فكر مي كنم. در ذهن من باهم يك ارتباطي دارند ولي خيلي روشن نيست.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1384/08/18ساعت 22:43  توسط ليلا
|
زنان و دختران ایرانی این روزها گرم کننده محافل شیوخ عرب و متمولین پاکستانین . به بهای ناچیزی فروخته می شن. وجودشون انکار می شه. همه جا. از خانواده گرفته تا منابع رسمی. هیچکس نمی خواد بگه که هستند که ما باعث شدیم که باشن. شرایط اقتصادی و فرهنگی به وجودشون اورده. که اونها هم جزیی از ما هستند. آدمن. امکانات اگر داشتن مثل ما بودن. کسانی رو داشتند که دوسشون داشته باشه. حاضر نمی شدند هر شب با یه آدمایی هم خوابه بشن که ازشون عقشون !؟ می گیره.
روز آن لاین یه مطلبی نوشته که من رو خیلی اذیت کرد. کاشکی می تونستیم کاری کنیم ولی عمق فاجعه اینقدر زیاده که یک تلاش ملی میطلبه. اولین اقدام به نظرم اینه که مسئولا قبول کنن که این افراد هستن و باید فکری به حالشون کرد. نادیده گرفتن اونها پاک کردن صورت مسئله است. وقتی یک دختر مجرد می خواد واسه یک کاری بره دوبی این آژانس های مسافرتی گیر می دن که به مجردا ویزا نمی دن ولی این گروههای قاچاق دخترا هر روز تعداد قابل توجهی رو با خودشون می برن بدون اینکه جواب پس بدن. دوستی تعریف می کرد توی دوبی دیسکوهای ایرانی محل معامله دختراست. هر چی سن کمتر باشه پولش بیشتر. باکره که باشه بالاترین قیمت رو داره. می گفت ۷۰ درصد مال دلال ما بقیش به دست اون دختر بیچاره می رسه.
+ نوشته شده در سه شنبه
1384/08/17ساعت 23:28  توسط ليلا
|
بخش حوادث روزنامه ها رو كه ورق بزني. موارد زيادي از خشونت با زنان رو ميشه پيدا كرد. پسري نامزدش رو مي كشه. شوهري زنش رو تا پاي مرگ مي زنه. پدري سر دخترش رو مي بره و ... كار خاصي هم براي كم كردن اين معضل انجام نمي شه فقط اعلام يك سري آمارها كه خيلي هم موثق نيستند ـ چونكه خيلي ها خشونتي كه با هاشون مي شه رو اعلام نميكنن ـ و يا گفتن حرفهاي كليشه اي و كلي كه آره اين كار خوبي نيست، نكنيد. هنوز خشونت خانگي يك موضوع خصوصي خانواده ها تلقي مي شه كه نبايد واردش شد و دخالت كرد. خيلي از زنها هم كه از ترس ترجيح مي دن سكوت پيشه كنن و صداشون در نياد. اخيرا بي بي سي
يه مطلب در اين مورد چاپ كرده و يه بخش
خشونت عليه زنان هم داره. شايد جلب باشه يه نگاهي بهش بندازين. البته مدتي پيش شنيده شده بود كه يك
طرح مبارزه با خشونت خانگي قراره اجرا بشه كه نمي دونم چي شد.
+ نوشته شده در دوشنبه
1384/08/16ساعت 15:12  توسط ليلا
|
امروز سر کلاس نظریه های جامعه شناسی دو گروه تشکیل شدند که یکی به دفاع تئوریک از فمنیسم بپردازه و یک گروه دیگه با کمک گرفتن از نظریه های مخالف جوابشون رو بدن و در این مورد بحث کنن. بگذریم از اینکه مخالفا خودشون فمنیست بودند و نتونستند درست ازش ایراد بگیرن ولی کلا بحث خوبی بود. آخر بحث استاد گفت هر کس حرفی داره بگه. یه پسره گفت به نظر من زنها به این دلیل که از طریق زاییدن یک بازتولید دارند ارضا میشن و وارد تولید چیزهای دیگه نمی شن که یک نفر جوابشو داد که دلیل این موضوع عدم دادن امکانات و اختیار به زنها بوده. این بحثها همینطور ادامه داشت تا اینکه یک پسر دیگه گفت چرا زنها که اینقدر تو خونه موندند یک اختراع خونگی نداشتند مثلا نتونستند یک قابلمه اختراع کنن. که این سوالش بدون جواب نموند. هیچکس نمی دونه قابلمه رو کی اختراع کرد ؟مرد بوده یا زن و یا خیلی از اختراعهای دیگه. ولی جالب اینه که توی بحثهای اینچنینی بعضی آقایون یک سوال انحرافی مطرح می کنند که نه پایه علمی داره نه تاریخی و نه هیچی دیگه و به همین دلیل جواب دادن بهشون وقت تلف کردن. که البته اونا فکر می کنن کم آوردی ولی مسئله اینجاست که برخی سوالها به قدری جواب نداشتنشون بدیهی که دیگه جای بحث نیست.
+ نوشته شده در یکشنبه
1384/08/15ساعت 21:9  توسط ليلا
|
اين داستان فیلترینگ مثل اينكه همچنين ادامه دارد. تریبون فمنیستی و هستیا هم فيلتر شدند.این کمپینی که از مدتی پیش شروع شده به نظر من باید ادامه پیدا کنه تا وقتی که جواب بده.
+ نوشته شده در شنبه
1384/08/14ساعت 17:21  توسط ليلا
|
تصور كنيد يك دانشجوي رشته مطالعات زنان هستيد و خودتون رو يك فمنيست مي دونيد و سركلاس نظريه هاي فمنيستي نشسته ايد و استاد اين درس مي گه : " فمنيست اوج انحطاط معرفت شناسي غرب" چه احساسي بهتون دست ميده. من كه كلي عصباني شدم. از روز اول كلاس اين استاد گفته بود كه با فمنيسم مخالفه. تا اينجاش اشكالي نداشت نظرش بود ولي وقتي اين طوري فمنيسم رو زير سوال مي بره واقعا ناراحت كننده است.
كاملا هم هدفش اينه كه اين موضوع رو به ما ثابت كنه، جالبيش اينجاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1384/08/12ساعت 12:29  توسط ليلا
|